احساسات نامحسوس
من به یک احساس خالی دلخوشم ... من به گل های خیالی دلخوشم
درباره وبلاگ


بنده شخصی مقید به اصول و مبانی شرع مقدس اسلام و درون گرا و ماخوذ به حیا هستم و سعادت دنیا و آخرت را در داشتن روابط اجتماعی صحیح و سالم می دانم و ارتباط دیجیتالی هم یکی از همین روابط است و ارتباط در فضای مجازی را انتخاب کردم برای پیدا کردن دوستان جدید و از دست ندادن دوستان قدیم.
بسم الله!

مدیر وبلاگ : داود نوروزی
نویسندگان
نظرسنجی
چگونه به وبلاگ احساسات نامحسوس رسیدید؟









از زبان بهجت عارفان، حضرت آیة الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی(ره)
سحر و چشم زخم از مقولاتی است كه در قرآن كریم نیز بدان اشاره شده و هنوز هم هستند افرادی كه از این ابزار علیه دیگران استفاده می‌كنند.

 آیةالله بهجت برای رفع آن دستوراتی را توصیه فرمودند كه بیشتر بر مبانی قرآنی استوار است.

 از آیةالله بهجت رضوان‌الله تعالی علیه سوال شد كه "كسی كه سحر شده باشد یا دچار چشم‌زخم شده باشد برای بطلان سحر و دفع چشم‌زخم باید چه كند؟"

در پاسخ فرمودند: موارد ذیل را مراعات و عمل نمایید:

1- قرآن كوچك همیشه همراه داشته باشید.

2- معوذتین [سوره‌های مباركه فلق و ناس] را بخوانید و تكرار نمائید.

3- آیةالكرسی را بخوانید و در منزل نصب نمائید.

4- چهار قل [سوره‌های مباركه توحید، كارفرون، فلق و ناس] را بخوانید و تكرار نمائید، خصوصا وقت خواب.

5- در موقع اذان با صدای نسبتا بلند اذان بگوئید.

6- روزی 50 آیه از قرآن كریم را با صدای نسبتا بلند بخوانید


نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : چشم زخم، سحر، چهار قل، آیة الله بهجت،


بقیع یا بقیع‌ الفرقد یا جنت‌ البقیع نام قبرستانی در مدینه است که قدمتی بسیار داشته و برخی امامان شیعه در این آن مدفون هستند.
پیشینه تاریخی بقیع به دوران قبل از اسلام می‌رسد ولی در کتب تاریخی به روشنی قدمت تاریخی آن مشخص نشده‌ است. بعد از هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان بوده، مردم مدینه قبل از آمدن مسلمانان به آنجا اجساد مردگان خود را در دو گورستان «بنی‌حرام» و «بنی‌سالم» و گاهی نیز در خانه‌هایشان دفن می‌کردند، در واقع بقیع اولین قبرستانی است که به دستور پیامبراکرم(ص)و توسط مسلمانان صدراسلام ساخته شد.
بقیع، نام سرزمینی است در مدینه كه به دستور رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله وسلم) به قبرستانی برای مسلمانان تبدیل‌شد و نخستین كسی كه در آنجا به توصیه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) دفن‌شد، «عثمان بن مظعون»، از دوستان نزدیك پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه‌السلام) بود؛ كسی كه حضرت علی (علیه‌السلام) در سخنان خود او را بسیار یاد‌می‌كرد و از روی علاقه‌اش به وی، نام یكی از فرزندانش را عثمان نهاد.
بقیع، قبرستانی است مورد احترام همه‌‌ فرقه‌های اسلامی و اكنون در چند قدمی حرم پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) قراردارد؛ رسول خدا برخی از شهدای احد و نیز فرزندش «ابراهیم» را در آنجا دفن‌كرد و به این ترتیب بر قداست آن افزود. بعدها عثمان بن‌عفان در قبرستان یهودی‌های مدینه به اسم «حس كوكب» دفن‌شد، اما معاویه بقیع را به‌قدری گسترده‌ساخت كه قبر عثمان در بقیع قرار‌گیرد.
نخستین تخریب قبور ائمه بقیع
نخستین تخریب قبور مطهر ائمه بقیع به دست وهابیان سعودی در سال 1220 هجری یعنی زمان سقوط دولت اول سعودی‌‌ها توسط حكومت عثمانی روی‌داد، پس از این واقعه تاریخی - اسلامی با سرمایه‌گذاری مسلمانان شیعه و به‌كاربردن امكانات ویژه‌ای، مراقد تخریب‌شده به زیباترین شكل بازسازی‌شد و با ساخت گنبد و مسجد، بقیع به یكی از زیباترین مراقد زیارتی و در واقع مكان زیارتی ـ سیاحتی مسلمانان تبدیل‌شد.
یكی از گردشگران انگلیسی پس از بازسازی بقیع، ضمن توصیف اماكن زیارتی مدینه منوره در این‌باره می‌گوید: مدینه در سال 1387 تا 1388 و قبل از انهدام مجدد توسط وهابیان سعودی، شبیه استانبول و شهرهای بسیار زیبای سیاحتی جهان بازسازی‌شده‌بود.
دومین تخریب بقیع
دومین و درواقع دردناكترین حادثه تاریخی - اسلامی معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روی‌كار آمدن سومین حكومت وهابی عربستان مربوط‌می‌شود؛ سالی كه وهابیان به فتوای سران خود مبنی بر اهانت و تحقیر مقدسات شیعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بیت ‌پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را مورد دومین هجوم وحشیانه خود قراردادند و بقیع را به مقبره‌‌ای ویران‌شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبدیل‌كردند.
براساس منابع و شواهد تاریخی، وهابیان سعودی تنها به تخریب قبور بقیع اكتفا‌نكردند، بلكه بارها به تخریب مرقد بیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نیز اقدام‌كردند كه با واكنش گسترده مسلمان جهان مواجه‌شده و از این توطئه ضد اسلامی دست‌برداشتند.
تخریب بقیع
روز هشتم شوال سال 1344هجری قمری روزی سیاه برای مسلمانان جهان به شمار می‎رود. در این روزها وهابیان دین ناشناس، حرم امامان معصوم بقیع را با خاک یکسان کردند. بنابر نقل مورخان آنچنان بقیع خراب گردید که به تپه‎ای از پاره سنگ و پاره آجر تبدیل شد و از کینه وهابیان به گونه‎ای زیر و رو گشت که به منطقه‎ای زلزله‎زده شباهت پیدا کرد.
تصاویری از قبرستان بقیع قبل از تخریب توسط وهابیون صهیونیست
با انتشار كتاب آلبوم عكس‌های اختصاصی سلطان عبدالحمید عثمانی از مكه و مدینه، تصاویر جالب و كم‌نظیری از بقاع متبركه مدینه و به ویژه قبرستان بقیع به دست آمده است. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، این كتاب در سال 2006 تقریبا هم‌زمان در نیوجرسی آمریكا و استانبول تركیه به چاپ رسید.در این كتاب، حدود 130 تصویر زیبا و تاریخی از صحرای عرفات، كعبه، مسجدالنبی تا قبرستان ابوطالب و شهر مكه و مدینه منتشر شده است.

بقعه ی ائمّه بقیع (ع) قبل از تخریب


ضریح ائمّه ی بقیع (ع) قبل از تخریب
برای مشاهده ی حدوداً بیست تصویر دیگر از قبرستان بقیع
و دیگر قبور در مدینه منوره ادامه ی مطلب را کلیک نمایید



نوع مطلب : درد دل، مذهبی، 
برچسب ها : قبرستان بقیع قبل از تخریب، پیشینه ی تاریخی بقیع، تاریخچه ی قبرستان بقیع، عکس های بقیع قبل از تخریب،


برای دیدن عکس در سایز بزرگتر اینجا کلیک کنید 

دومین یادواره ی شهید بابایی و سعود به قلّه ی سبلان و تقدیم عکس یادگاری که در 
قلّه ی سبلان گرفته بودیم به خانواده ی شهید بابایی در منزل پدری ایشان در قزوین
گروه کانون شهید بابایی و هیئت اباصالح المهدی و مسجد حاج سید کاظم
ان شاء الله عکس های یادواره را در وبلاگ قرار می دهم


نوع مطلب : سفرنامه، 
برچسب ها : شهید بابایی، یادواره ی سرلشگر خلبان شهید عباس بابایی،
پنجشنبه 10 شهریور 1390
دل اگر بهر عزیزان نشود گاهی تنگ .. .. نامش هرگز ننهم دل ، که به آن گویم سنگ
هر شب تا صبح بیدار بودم تا شرح دعای روزهای ماه رمضان را بنویسم. اما حالا شرح چی را بنویسم. خیلی دلم برای حال و هوای آن شب ها تنگ شده. تحمل چنین وضعیّتی برای من سخته. 
حالا دیگه نمی دانم هر روز با چه چیزی بروز شوم. 
التماس دعا توفیق مزید


نوع مطلب : روزنوشت، 
برچسب ها :
انتقام سعودی ها از انقلاب مصر
ماموران امنیتی عربستان به چند هزار نفر از عمره گزاران سرگردان مصری در فرودگاه بین المللی جده به طور وحشیانه ای حمله کرده و شماری از آنان را زخمی کردند.
پایگاه اطلاع رسانی نهرین نت روز پنجشنبه نوشت: نیروهای امنیتی سعودی اعتراض هزاران تن از عمره گزاران مصری را وحشیانه سرکوب کردند.
نهرین نت افزود: نیروهای امنیتی عربستان با حمله وحشیانه به هزاران تن از عمره گزاران مصری که در فرودگاه جده متوقف شده بودند آنان را سرکوب کردند.
برپایه این گزارش، نیروهای امنیتی سعودی صدها تن از مردان و زنان عمره گزار مصری را در سالن های فرودگاه متوقف کردند و با بستن سیستم تهویه هوا موجب شدند بیهوشی بسیاری از سالخوردگان شدند.
شاهدان می گویند زمانی که تعداد زیادی از نیروهای ضد شورش سعودی به عمره گزاران مصری حمله کردند آنان فریادهای 'الله اکبر از ظالمین' و 'الله اکبر از آل سعود' سردادند.
این گزارش به نقل از شاهدان عینی افزود: فروگاه جده از سوی صدها خودروی امنیتی و نیروهای پلیس که در حالت آماده باش قرار داشتند محاصره شده بود.
از سوی دیگر مقامات سعودی از تشکیل کمیته ای برای بررسی دلایل اقدام عمره گزاران مصری و تاخیر سه روزه در پرواز آنان برای بازگشت به مصر خبردادند.
این تاخیر موجب تجمع انبوهی از عمره گزاران مصری در داخل سالن حجاج فرودگاه بین المللی عبدالعزیز در شهر جده شد.
برپایه این گزارش، نیروهای امنیتی عربستان در برخورد با عمره گزاران مصری حتی رعایت حال افراد مسن و زنان را نکردند و از باتوم و وسایل برقی نیز برای مضروب کردن آنها استفاده کردند. نیروهای
 عربستانی همچنین چند صد تن از عمره گزاران مصری را در سالنهای در بسته زندانی و دستگاههای تهویه و سرمایشی را خاموش کردند.
در همین حال تلویزیون رسمی مصر اعلام کرد که دهها عمره گزار مصری در داخل یک فروند هواپیمای سعودی که آنان را روز چهارشنبه به قاهره بازگرداند تحصن کردند و به دلیل رفتار وحشیانه نیروهای سعودی با آنان خروج هواپیما خارج نشدند.
منابع امنیتی فرودگاه قاهره در این باره گفتند که مقامات مسوول در فرودگاه با تحصن کنندگان در هواپیما که تعداد آنان 37 تن بود ملاقات و آنان را متقاعد کردند که دست از اعتصاب بردارند و از هواپیما خارج شوند.
عمره گزاران مصری بعد از آنکه پلیس گردشگری به آنان وعده داد علیه مقامات سعودی در خصوص بدرفتاری با آنان و اختلال و تاخیر در بازگشت به مصر به دادگاه شکایت می کند حاضر به ترک هواپیما شدند.
نهرین نت افزود: مقامات سعودی به بروز ناآرامی در فرودگاه جده اعتراف کردند ولی به اقدام نیروهای امنیتی و پلیس در حمله به عمره گزاران مصری هیچ اشاره ای نکردند.


نوع مطلب : وقایع اتفاقیه، 
برچسب ها : حمله ی سعودی ها، مصر، عمره گزاران مصری،
سه شنبه 8 شهریور 1390



احکام زکات فطره

(مساله 1991) كسی كه موقع غروب یعنى قبل از غروب شب عید فطر گرچه به چند لحظه باشد بالغ و عاقل و هوشیار است و فقیر و بنده كس دیگر نیست، باید براى خودش و كسانی كه نان‏خور او هستند، هر نفرى یك صاع كه تقریبا 3 كیلوگرم است گندم یا جو یا خرما یا كشمش یا برنج ‏یا ذرت و مانند اینها به مستحق بدهد و اگر پول یكى از اینها را هم بدهد كافى است.

(مساله 1992) كسی كه مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و كسى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عیالاتش را بگذراند فقیر است و دادن زكات فطره بر او واجب نیست.

(مساله 1993) انسان باید فطره كسانى را كه در غروب شب عید فطر نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد: كوچك باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود باشند یا شهر دیگر.

(مساله 1994) اگر كسى را كه نان‏خور او است و در شهر دیگر است وكیل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمینان داشته باشد كه فطره را مى‏دهد، لازم نیست ‏خودش فطره او را بدهد.

(مساله 1995) فطره مهمانى كه پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحبخانه وارد شده و نان‏خور او حساب مى‏شود، بر او واجب است.

(مساله 1996) فطره مهمانى كه پیش از غروب شب عید فطر بدون رضایت صاحبخانه وارد مى‏شود در صورتی كه نان‏خور او حساب شود واجب است و همچنین است فطره كسی كه انسان را مجبور كرده‏اند كه خرجى او را بدهد.

(مساله 1997) فطره مهمانى كه بعد از غروب شب عید فطر وارد مى‏شود، بر صاحبخانه واجب نیست، اگر چه پیش از غروب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.

(مساله 1998) اگر كسى موقع غروب شب عید فطر دیوانه یا بیهوش باشد، زكات فطره بر او واجب نیست.

(مساله 1999) اگر پیش از غروب بچه بالغ شود، یا دیوانه عاقل گردد، یا فقیر غنى شود، در صورتی كه شرائط واجب شدن فطره را دارا باشد، باید زكات فطره را بدهد.

(مساله 2000) كسی كه موقع غروب شب عید فطر، زكات فطره بر او واجب نیست، اگر تا پیش از ظهر روز عید شرط‌ هاى واجب شدن فطره در او پیدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.

(مساله 2001) كافرى كه بعد از غروب شب عید فطر مسلمان شده فطره بر او واجب نیست. ولى مسلمانى كه شیعه نبوده، اگر بعد از دیدن ماه شیعه شود، باید زكات فطره را بدهد.

(مساله 2002) كسی كه فقط به اندازه یك صاع كه تقریبا سه كیلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد، و چنانچه عیالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را هم بدهد می‌تواند به قصد فطره، آن یك صاع را به یكى از عیالاتش بدهد و او هم به همین قصد به دیگرى بدهد، و همچنین تا به نفر آخر برسد، و بهتر است نفر آخر چیزى را كه مى‏گیرد به كسى بدهد كه از خودشان نباشد. و اگر یكى از آنها صغیر باشد، ولى او به جاى او مى‏گیرد و احتیاط آنست چیزى را كه براى صغیر گرفته به كسى ندهد.

(مساله 2003) اگر بعد از غروب شب عید فطر بچه‏دار شود، یا كسى نان‏خور او حساب شود، واجب نیست فطره او را بدهد. اگر چه مستحب است فطره كسانى را كه بعد از غروب تا پیش از ظهر روز عید نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد.

(مساله 2004) اگر انسان نان‏خور كسى باشد و پیش از غروب نان‏خور كس دیگر شود، فطره او بر كسی كه نان‏خور او شده واجب است مثلا اگر دختر پیش از غروب به خانه شوهر رود، شوهرش باید فطره او را بدهد.

(مساله 2005) كسی كه دیگرى باید فطره او را بدهد، واجب نیست فطره خود را بدهد.

(مساله 2006) اگر فطره انسان بر كسى واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمى‏شود.

(مساله 2007) اگر كسى كه فطره او بر دیگرى واجب است‏ خودش فطره را بدهد، از كسی كه فطره بر او واجب شده ساقط نمى‏شود.

(مساله 2008) زنى كه شوهرش مخارج او را نمى‏دهد، چنانچه نان‏خور كس دیگر باشد، فطره‏اش بر آن كس واجب است. و اگر نان‏خور كس دیگر نیست، در صورتی كه فقیر نباشد، باید فطره خود را بدهد.

(مساله 2009) كسى كه سید نیست نمى‏تواند به سید فطره بدهد حتى اگر سیدى نان‏خور او باشد، نمى‏تواند فطره او را به سید دیگر بدهد.

(مساله 2010) فطره طفلى كه از مادر یا دایه شیر مى‏خورد، بر كسى است كه مخارج مادر یا دایه را مى‏دهد. ولى اگر مادر یا دایه مخارج خود را از مال طفل برمی‌دارد فطره طفل بر كسى واجب نیست.

(مساله 2011) انسان اگر چه مخارج عیالاتش را از مال حرام بدهد، باید فطره آنان را از مال حلال بدهد.

(مساله 2012) اگر انسان كسى را اجیر نماید و شرط كند كه مخارج او را بدهد در صورتی كه به شرط خود عمل كند و نان‏خور او حساب شود باید فطره او را هم بدهد ولى چنانچه شرط كند كه مقدار مخارج او را بدهد و مثلا پولى براى مخارجش بدهد، دادن فطره او واجب نیست.

(مساله 2013) اگر كسى بعد از غروب شب عید فطر بمیرد، باید فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند، ولى اگر پیش از غروب بمیرد، واجب نیست فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند.


مصرف زكات فطره

(مساله 2014) اگر زكات فطره را به یكى از هشت مصرفى كه سابقا براى زكات مال گفته شد برسانند كافیست. ولى احتیاط مستحب آنست كه فقط به فقراى شیعه بدهد.

(مساله 2015) اگر طفل شیعه‏اى فقیر باشد، انسان مى‏تواند فطره را به مصرف او برساند، یا به واسطه دادن به ولى طفل، ملك طفل نماید.

(مساله 2016) فقیری كه فطره به او مى‏دهند، لازم نیست عادل باشد ولى احتیاط واجب آنست كه به شرابخوار و كسی كه آشكارا معصیت كبیره مى‏كند فطره ندهد.

(مساله 2017) به كسی كه فطره را در معصیت مصرف مى‏كند نباید فطره بدهند.

(مساله 2018) احتیاط واجب آنست كه به یك فقیر بیشتر از مخارج سالش و كمتر از یك صاع كه تقریبا سه كیلو است فطره ندهند.

(مساله 2019) اگر از جنسى كه قیمتش دو برابر قیمت معمولى آن است مثلا از گندمى كه قیمت آن دو برابر قیمت گندم معمولى است، نصف صاع كه معناى آن در مساله پیش گفته شد بدهد كافى نیست. و اگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد اشكال دارد.

(مساله 2020) انسان نمى‏تواند نصف صاع را از یك جنس مثلا گندم و نصف دیگر را از جنس دیگر مثلا جو بدهد. و اگر آن را به قصد قیمت فطره بدهد اشكال دارد.

(مساله 2021) مستحب است در دادن زكات فطره، خویشان فقیر خود را بر دیگران مقدم دارد و بعد همسایگان فقیر را، بعد اهل علم فقیر را، ولى اگر دیگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.

(مساله 2022) اگر انسان به خیال این كه كسى فقیر است ‏به او فطره بدهد و بعد بفهمد كه فقیر نبوده چنانچه مالى را كه به او داده از بین نرفته باشد، مى‏تواند پس بگیرد و به مستحق بدهد و اگر نتواند بگیرد باید از مال خودش فطره بدهد و اگر از بین رفته باشد، در صورتی كه گیرنده فطره مى‏دانسته با احتمال می‌داده آنچه را گرفته فطره است، باید عوض آن را بدهد و الا، دادن عوض بر او واجب نیست و انسان باید دوباره فطره را بدهد.

(مساله 2023) اگر كسى بگوید فقیرم، نمى‏شود به او فطره داد، مگر آن كه اطمینان پیدا كند یا از ظاهر حالش گمان پیدا شود كه فقیر است ‏یا انسان بداند كه قبلا فقیر بوده است.


مسائل متفرقه زكات فطره

(مساله 2024) انسان باید زكات فطره را به قصد قربت ‏یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و موقعی كه آن را مى‏دهد، نیت دادن فطره نماید.

(مساله 2025) اگر پیش از ماه رمضان فطره را بدهد صحیح نیست و احتیاط واجب آن است كه در ماه رمضان هم فطره ندهد. ولى اگر پیش از رمضان یا در ماه رمضان به فقیر قرض دهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعى ندارد.

(مساله 2026) گندم یا چیز دیگرى را كه براى فطره مى‏دهد، باید به جنس دیگر یا خاك مخلوط نباشد، یا اگر مخلوط است چیزی كه مخلوط شده به قدرى كم باشد كه قابل اعتنا نباشد و اگر بیش از این مقدار باشد در صورتى صحیح است كه خالص آن به یك صاع برسد ولى اگر مثلا یك صاع گندم به چندین مَن خاك مخلوط باشد كه خالص كردن آن خرج یا كار بیشتر از متعارف دارد، دادن آن كافى نیست.

(مساله 2027) اگر فطره را از چیز معیوب بدهد كافى نیست. ولى اگر جائى باشد كه خوراك غالب آنها معیوب است اشكال ندارد.

(مساله 2028) كسی كه فطره چند نفر را مى‏دهد، لازم نیست همه را از یك جنس بدهد و اگر مثلا فطره بعضى را گندم و فطره بعض دیگر را جو بدهد كافیست.

(مساله 2029) كسی كه نماز عید فطر مى‏خواند، بنا بر احتیاط واجب باید فطره را پیش از نماز عید بدهد. ولى اگر نماز عید نمى‏خواند، می‌تواند دادن فطره را تا ظهر تاخیر بیندازد.

(مساله 2030) اگر به نیت فطره مقدارى از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عید به مستحق ندهد، احتیاط واجب آنست كه هر وقت آن را مى‏دهد نیت فطره نماید.

(مساله 2031) اگر موقعى كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، احتیاط واجب آنست كه بعدا بدون این كه نیت ادا و قضا كند فطره را بدهد.

(مساله 2032) اگر فطره را كنار بگذارد، نمى‏تواند آن را براى خودش بردارد و مالى دیگر را براى فطره بگذارد.

(مساله 2033) اگر انسان مالى داشته باشد كه قیمتش از فطره بیشتر است، چنانچه فطره را ندهد و نیت كند كه مقدارى از آن مال براى فطره باشد اشكال دارد.

(مساله 2034) اگر مالى را كه براى فطره كنار گذاشته از بین برود، چنانچه دسترس به فقیر داشته و دادن فطره را به تاخیر انداخته، باید عوض آن را بدهد و اگر دسترس به فقیر نداشته ضامن نیست، مگر آن كه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد.

(مساله 2035) اگر در محل خودش مستحق پیدا شود، احتیاط واجب آنست كه فطره را به جاى دیگر نبرد، و اگر به جاى دیگر ببرد و تلف شود، باید عوض آن را بدهد.

منبع: رساله حضرت امام خمینی(ره)



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : عید فطر، زکات فطره، احکام زکات فطره، مصرف زکات فطره، مسائل زکات فطره،




بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.

خدایا بپوشان در آن با مهر ورحمت وروزى كن مرا در آن توفیق وخوددارى وپاك كن دلم را از تیرگیها وگرفتگى هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ایمان خود.

اللّهم غشّنی فیه بالرّحمة

خدایا! در این روز مرا به رحمت خود بپوشان

در باره ی رحمت الهی و مسائل پیرامون آن رجوع بفرمایید به شرح دعای روز نهم ماه رمضان در همین وبلاگ.

ما امروز از خداوند می خواهیم که رحمت خود را شامل حال ما گرداند و ما را با آن بپوشاند و سراسر وجود مان را به رحمت الهی بپوشاند. چرا که اگر خداوند اراده کند که نعمتی از رحمت خود نسیب کسی بکند؛ هیچ کس نمی تواند جلوی آن را بگیرد. و اگر هم خواسته باشد از کسی رحمتش را دریغ کند و برخوردارش نکند، همه ی عالم نمی توانند آن را به او برسانند.

« ما یفتح اللهُ للنّاس مِن رحمةٍ فلا ممسک لها ، و ما یُمسک فلا مُرسل مِن بعده ؛ و هو العزیز الحکیم. یعنی: هر رحمتی را خدا به روی مردم بگشاید، کسی نمی تواند جلو آن را بگیرد؛ و هر چه را امساک کند، کسی غیر از او قادر به فرستادن آن نیست؛ و او عزیز و حکیم است.»(فاطر/2)

از طرفی هم تا ما خودمان را لایق و شایسته ی رحمت الهی نکنیم، رحمتش را شامل حال ما نمی کند. پس نزول رحمت الهی بر فردی و یا خانواده ای و یا جامعه ای، یک امر دو سویه است. در باره ی حقیقت رحمت در شرح دعای روز نهم گذشت، اما برای اینکه ما شامل رحمت الهی بشویم، شرایطی دارد.

خداوند در قرآن می فرماید که مجازاتش را برای هر کس که بخواهد می رساند ولی می فرماید که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و عمومیت دارد. که این رحمت عام است. و شرایطی و وظایفی برای مرحومین بیان می کند:

« و اکتب لنا فی هذه الدّنیا حسنةً و فی الاخرةِ انّا هدنا الیک ؛ قال عذابی اُصیبُ به مَن اَشاءُ ، و رحمتی وسعت کلَّ شیءٍ ؛ فساکتبها للّذین یَتّقونَ و یُؤتونَ الزّکاةَ هم بآیاتنا یؤمنون. یعنی: (موسی گفت:) «و برای ما، در این دنیا و سرای دیگر، نیکی مقرّر فرما؛ چه اینکه ما به سوی تو بازگشت کرده ایم.» (خداوند در برابر این تقاضا، به موسی ) گفت: « مجازاتم را به هر کس می خواهم می رسانم؛ و رحمتم همه چیز را فرا گرفته؛ و آن را برای آنها که تقوا پیشه کنند، و زکات را بپردازند، و آنها که به آیات ما ایمان می آورند، مقرّر خواهم داشت.»(اعراف/156)

این رحمت فراگیر پروردگار ممکن است اشاره به نعمت ها و برکات دنیوی باشد که همگان را در بر گرفته و نیکو کار و گنهکار از آن بهرمند هستند. نیز می تواند اشاره به همه ی رحمت های مادّی و معنوی باشد؛ به این معنی که درهای رحمت الهی به روی همگان گشوده است و این خود مردمند که باید تصمیم بگیرند و از این در وارد شوند، و اگر کسی شرایط ورود در آن را فراهم نکند ، دلیل بر تقصیر خود اوست؛ نه محدود بودن رحمت خدا.(المیزان/ج8/ص279)

و در آخر آیه هم چند شرط برای ورود به رحمت الهی بیان می فرماید.

امام کاظم ع می فرماید: «اِنَّ اهل الارض لَمرحومونَ ما تَحابّوا و اَدّوا الامانةَ و عمِلوا بالحقّ. یعنی: همانا اهل زمین تا زمانی که با یکدیگر محبّت می ورزند، ادای امانت می کنند و به حق عمل می نمایند، مورد رحمت الهی قرار می گیرند.»

یعنی فقط نماز و روزه و عبادات فردی نیست که باعث بارش رحمت الهی می گردد، بلکه در جامعه و اجتماع هم باید اخلاق جاری باشد، تا خداوند رحمتش را شامل حال آن جمع کند. جامعه ای که در آن بی اخلاقی و دورویی و دروغ و تهمت و خیانت به امانات و حبّ قدرت و ... باشد خدا هم روی خود را از آن جامعه بر می گرداند و رحمت را از آنها دریغ می کند.

امانت معنای عامی دارد، اگر یک چیزی را به امانت گرفتن و سالم تحویل دادن، مصداق امانت داری هست؛ شرکت صحیح در انتخابات گوناگون کشور اسلامی و انتخاب درست و صحیح هم یکی دیگر از مصادیق ادای امانت است. چرا که اَدّوا الامانات الی اهلها ، امانات را به اهلش ادا کنید.

امیر مومنان علی ع می فرماید: « ببَذل الرحمةِ تُستَنزلُ الرّحمةُ. یعنی: با مهربانی به دیگران است که رحمت خدا فرو می آید.»

در جای دیگر می فرماید: «بذکر الله تُستنزلُ الرّحمة. یعنی: با یاد خداوند رحمت او فرود می آید.»

رسول الله ص می فرماید: « تَعَرَّضوا لرحمة الله بما اَمرکُم به من طاعته. یعنی: با فرمان بردن از رحمت خداوند، خود را در معرض رحمت خدا قرار دهید.»

خداوند دو نوع رحمت دارد: رحمت رحمایه و رحمت رحیمیه؛ یا رحمت عام و رحمت خاص. رحمت رحمانیه و یا عامش برای همه ی موجودات است و همه را شامل حال خود می کند. پس این رحمتی که ما از خداوند می خواهیم که به ما عنایت کند؛ رحمت رحیمیه و خاصه است. که مخصوص بندگان مقبول خداست. و این رحمت هم در آخرت هست، به همین خاطر است که ما در دعا می گوییم، یا رحمن الدنیا و رحیم الآخرة، در ابتدای هر کاری هم که با نام خدا آغاز می کنیم و می گوییم: بسم الله الرّحمن الرّحیم، هر دو صفت خداوند را نام می بریم. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در باره این دو صفت نیکوی الهی می فرماید: «رحمان، صیغه ی مبالغه و به معنای کثرت و فراوانی رحمت الهی است که شامل همه ی بندگان او اعمّ از مؤمن و کافر می شود و رحیم، صفت مشبّهه و بیانگر رحمت جاودان و نعمت دائمی خداوند است که ویژه ی بندگان مؤمن است.»

از پیامبر ص روایت شده که می فرمایند: «خداوند یکصد رحمت دارد و یکی از آنها را به زمین فرو فرستاد و بین مخلوقاتش تقسیم کرده است. با آن یک رحمت است که مخلوقات با هم مهربانی می کنند و به یکدیگر مهر می ورزند. نود و نه رحمت دیگر را برای خود نگهداشت و زمان ظهور آن را عقب انذاخته است و با آن نود و نه رحمت در روز قیامت بر بنگانش رحم می کند.» و همچنین روایت شده است: « خداوند آن یک رحمت را نیز می گیرد و صد رحمت را کامل می گرداند و در روز قیامت با صد رحمت - یعنی با همه ی رحمت خود - بر بندگانش رحم می کند.» البته روشن است که تعبیر صد رحمت برای نزدیک کردن مطلب به ذهن است؛ چرا که رحمت الهی بی نهایت و شمارش ناپذیر است. مانند همان درصدی که ما به کار می بریم.

با دانستن اینکه رحمت خداوند چیست و چه چیزی رحمت خدا را نازل می کند؛ شامل رحمت او نمی شویم. بلکه باید آنها را در زندگی جاری بکنیم. به همین خاطر فوراً از خداوند طلب توفیق الهی می کنیم. و عرض می کنیم:

و ارزقنی فیه التّوفیق و العصمة

و در این روز توفیق و پرهیز از گناهان را روزیم فرما

توفیق بندگی و عبادت و اطاعت و عمل به دستورات الهی ؛ و پرهیز و خودداری از گناهان و معاصی و نافرمانی و سرپیچی از دستورات الهی را امروز از خداوند می خواهیم.

اگر بخواهیم خداوند رحمتش را شامل ما کند باید موفق به انجام عبادات بشویم و از معاصی و نافرمانی بپرهیزیم و از افتادن به گناه خود دار باشیم.

« و ما توفیقی الاّ بالله علیه توکلتُ و الیه اُنیب. یعنی: توفیق من فقط بر خداست. بر او توکل کردم؛ و به سوی او باز می گردم.»(هود/88) 

در اعمال اصلاً نباید به قدرت و توانایی خود تکیه کنیم. باید از خداوند توفیق انجام عبادات را بخواهیم. چون توانایی و قرت ما هم از اوست. 

امام جواد ع می فرماید: «المومن یحتاج الی ثلاث خصال: توفیق من الله ...؛ یعنی: مومن نیازمن به سه خصلت است: یکی از آنها توفیق الهی است.»

امام جواد ع در جای دیگر می فرماید:« الثّقة بالله تعالی ثَمنٌ لکلّ غال و سُلّمٌ الی کلّ عال. یعنی: اعتماد و تکیه بر خداوند متعال، بها و ارزش هر کالای گرانبها و نردبان هر بلند پایگی است.»

در دعای امام زمان عج هم متوجه می شویم که در چه چیزی باید توفیق بطلبیم از خداوند تا خداوند توفیق انجام آنها را به ما عنایت بفرماید:

«اللّهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیة و صدق النیِة و عرفان الحرمة ...»

و طهّر قلبی من غیابت التُّهمة

و دلم را از تاریکی های مشکوک و اتهام پاک نما.

حالا که به آخر مهمانی رسیدیم، از خداوند می خواهیم که دیگر هیچ چیز غیر از خودش را در قلب ما باقی نگذارد. می خواهیم که حتّی شبهات را هم از قلب ما پاک کند. چون وقتی بنده ای گناه می کند، قلبش تیره می شود. در روایتی می خوانیم: « اِذا اَذنب الرّجل خرج فی قلبه نُکتةٌ سوداءَ فان تاب اِنمحت و اِن زاد، زادت حتّی تَغلبَ علی قلبه فلا یُفلح بعدها اَبداً. یعنی: هنگاهی که شخصی گناهی انجام می دهد، نقطه ای سیاه در قلبش پیدا می شود، پس اگر توبه کرد از بین می رود و اگر زیادشد گناهش، زیاد می شود آن نقطه ی سیاه تا اینکه بر قلبش غلبه پیدا می کند؛ در این صورت هرگز روی رستگاری را نخواهد دید.رستگار نخواهد شد بعد از آن ابداً.»

روز آخری از خداوند می خواهیم که قلب ما را از هر گناه و حتّی شبهه و چیزهای مشکوک هم پاک کند.

امام حسن مجتبی ع می فرماید: «اَسلم القلوب ما طهّر من الشّبهات. یعنی: سالم ترین قلب ها قلبی است که از شبهات پاک شده باشد.»

چرا که روز قیامت هیچ چیزبرای انسان نفعی ندارد مگر قلب سالم: «یومَ لا یَنفعُ مالٌ و لا بنون ؛ اِلاّ من اتی الله بقلبٍ سلیم. یعنی: در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی بخشد ؛ مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید»

قلب سلیم یعنی قلبی که از هر گونه بیماری و انحراف اخلاقی دور باشد. امام صادق ع می فرماید:« قلب سلیم، قلبی است که خدا را ملاقات کند در حالی که غیر از او در آن نباشد.»

امام صادق ع می فرماید: « القلب حرم الله فلا تُسکن فی حرم الله غیر الله. یعنی: قلب حرم و خانه ی خداست، پس غیر خدا را ساکن آن نکن.»

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب       تا در این پرده جز اندیشه ی او نگذارم

امیر مومنان علی ع می فرماید: « قلوب عباد الطّاهرة مواضع نظر الله، فمن طهر قلبه نظر الله الیه. یعنی: دل ها و قلب های پاک بندگان خدا محل عنایت و نظر خداست، پس هر کس قلب و دلش را پاک از هواهای نفسانی بدارد، خداوند نظر و عنایت می کند به او و دل و قلب او.»

یا رحیماً بعباده المومنین

ای مهربان بر بندگان مومن.

ما از خداوند این خواسته ها را در هر روز از ماه رمضان داریم

اما ما هم باید این صفات را بشناسیم و خودمان را به آنها نزدیک کنیم

این دعاها توفیق الهی را شامل حال ما می کند که در راه هرآنچه از خداوند خواسته ایم

قدم برداریم

التماس دعا توفیق مزید



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : شرح دعای روز بیست و نهم ماه رمضان، رحمت الهی، غشنی بالرحمه، توفیق الهی، خودداری از گناه، همخوانی دعای روز بیست و نهم، کلیپ تصویری دعای روز بیست و نهم،



بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ واكْرِمْنی فیهِ بإحْضارِ المَسائِلِ وقَرّبِ فیهِ وسیلتی الیكَ من بینِ الوسائل یا من لا یَشْغَلُهُ الحاحُ المُلِحّین .

خدایا زیاد كن بهره مرا در آن از اقدام به مستحبات وگرامى دار در آن به حاضر كردن ویا داشتن مسائل ونزدیك گردان در آن وسیله ام به سویت از میـان وسیله ها اى آنكه سرگرمش نكند اصرار وسماجت اصرار كنندگان.

اللّهم وفّر حظّی فیه من النّوافل

خدایا! در این روز بهره ام را از نافله ها فراوان فرما.

نوافل یعنی اعمال عبادی ولی اختیاری و انجام اعمال مستحبّی. نوافل و مستحبّات چون اختیاری هستند و واجب و فریضه و اجباری نیستند، اجر و پاداش برتری نسبت به فرائض دارند.

در مورد حقیقت عبادت امام رضا ع می فرماید:« لیست العبادةُ کثرة الصّیام و الصّلوة و انّما العبادة التّفکّر فی امر الله و فی قدرته. یعنی: حقیقت عبادت این نیست که انسان زیاد روزه بگیرد و یا زیاد نماز بخواند؛ بلکه حقیقت عبادت تفکر و تدبر در امر خدا و در قدرت پروردگار است.»

امام جواد ع می فرماید:« القصد الی الله تعای بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال. یعنی: با دل ها به سوی خداوند متعال آهنگ نمودن، رساتر از به زحمت انداختن اعضاء با اعمال است.»

یعنی هماره به یاد و ذکر خدا بودن انسان را زودتر به مقصد می رساند تا اینکه خودمان را با اعمالی مثل روزه و نماز مستحبّی به زحمت بیندازیم. اصلاً ارزش عبادات دیگری مثل نماز و روزه هم بستگی به این دارد که چقدر دل های ما در آن لحظه با خداست و حضور قلب باید داشته باشیم تا آن عبادت ما مورد پذیرش الهی قرار بگیرد.

البته نماز و روزه و دیگر عبادات جوارحی جای خودشان را دارند و هیچ چیز نمی تواند جای نماز و روزه را بگیرد.

خداوند نافله ی شب را بر پیامبر با این آیه واجب کرد: «و مِن اللّیل فَتهجَّد به نافلةً لک عسی اَن یَبعثک ربُّک مقاماً محموداً. یعنی: و پاسی از شب را - از خواب برخیز و - قرآن و نماز بخوان این یک وظیفه ی اضافی برای توست امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد.»(إسراء/79)

در میان اعمال مستحبّی قرائت و تلاوت قرآن جایگاهی ویژه دارد. مخصوصاً در ماه مبارک رمضان. نه تنها در ماه رمضان بلکه در ایام دیگر سال هم تلاوت قرآن اجر و پاداش فراوانی دارد و اءمّه ع برای قرائت هر سوره اجوری را بر شمرده اند. حتّی نگاه کردن به آیات الهی در قرآن هم بی پاداش نمی ماند. با این که قرآن برنامه زندگی ما است و باید خوانده بشود ، تا بتوان بعد از آن ، به دستورات آن عمل کرد؛ امّا نگاه کردن این شیوه نامه ی زندگی هم اجر دارد، خود حکمتی دارد. و آن هم این که ، قرآن کشش زیادی دارد مثل آهن ربا، و کسی که به آیات قرآن نگاه کند دوست دارد که بخواند و کسی که می خواند نمی خواهد به همین آسانی دست از خواندن بکشد. و تا اینها  مقدّمه ای بشوند بر جاری کردن فرامین الهی قرآن در زندگی. شما هر چقدر بروشوری که داخل جعبه وسایل خریداری شده را نگاه کنید هیچ فایده ای برای شما ندارد، نمی تواند شیوه ی استفاده کردن آن وسیله را با نگاه کردن به آن فهمید، مخصوصاً اگر با زبان فارسی نباشد. حالا قرآن که زبان عربی است و بروشور ما از کارخانه ی خداست؛ حتّی اگر هر زبانی که داشته باشی، صرف نگاه به آن اجر دارد.

در حدیثی که قبلاً ذکر شده امام جعفر صادق ع می فرماید که درجات بهشت به اندازه تعداد آیات قرآن است و روز قیامت به قاری قرآن گفته می شود که: اِقرا وارقَ. بخوان و بالا برو و هر آیه ای که قرای قرآن می خواند یک درجه بالاتر می رود.

و اعمال مستحبی زیادی در قرآن و مفاتیح الجنان و روایات بیان شده اند.

و اَکرمنی فیه باِحضار المسائل

و مرا با اجابت خواسته هایم گرامی بدار.

همه ی خواسته ها و خواهش ها برای تقرّب به خداوند است. می خواهیم عبد صالح او باشیم. از خدا می خواهیم که در این راه رهنمون ما باشد و به ما با برآورده کردن حوائج و خواسته های ما، به ما عزّت ببخشد تا بدانیم نزد او احترام و مقام داریم. و ما را گرامی می دارد.

اگر عمل ما صالح باشد خداوند اجابت میکند: «فاستجاب لهم اَنّی لا اُضیع عمل عامل من ذکرٍ او انثی. خداوند درخواست آنها را پذیرفت - و فرمود: - من عمل هیچ عمل کننده ای از شمارا زن باشد یا مرد ضایع نخواهم کرد.»(آل عمران/195)

در روایات وارد شده که شخص دعا کننده به یکی از این نتایج میرسد: یا در همین دنیا اجابت می شود و خواسته اش برآورده می شود و یا ذخیره ی آخرت او قرار می گیرد و یا بلایی که در کمین او بوده را برمی گرداند و دفع می کند.  

و قرّب فیه وسیلتی الیک من بین الوسائل

و وسیله ی مرا از میان وسایل به پیشگاهت نزدیک گردان.

«یا ایّها الّذین آمنوا اتّقوا الله و ابتغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لعلّکم تُفلحون. یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! از - مخالفت فرمان - خدا بپرهیزید؛ و وسیله ای برای تقرّب به او بجویید؛ و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.»(مائده/35)

بار الها، خالقا، با راز خلقت محرمم کن

بی خود از خود، عاشقم کن، فارغ از این عالمم کن


پوچ و تو خال چو، نی هستم، ندارم خود نوایی

از «نفخت فیه من روحی» دمی را همدمم کن


ای که در کعبه شرف دادی ز لطف خود حَجَر را

نیستم کمتر ز سنگی، شست و شو در زمزمم کن


«لا تکلنی طرفة عینٍ الی نفسی» خدایا

در صراط مستقیمت، فارغ از پیچ و خمم کن


تا نلغزد پای من، در پرتگاه زندگانی

دستگیری کن، توانم ده، خدایا محکمم کن


آن چنانم کن که خود از بندگانت می پسندی

هر چه کم دارم بیفزا، گر فزون دارم ، کمم کن


تا به کی در حسرت یک بارش رحمت بسوزم

من کویری خشک و بی آبم، ز اشکی پر نمم کن


کم نگردد سایه ی لطفت،اگر بر من هم افتد

شاخه ای بی حاصلم من، پُر بَرم کن خرّمم کن


بحر جودت بی کرانه، فیض بخشی هر زمانه

من حبابم، قطره ام کن، خود به دریا منضمم کن

یا من لا یشغله الحاح الملحین

ای خدایی که سماجت و پافشاری بندگان، تو را مشغول نمی سازد

ما از خداوند این خواسته ها را در هر روز از ماه رمضان داریم

اما ما هم باید این صفات را بشناسیم و خودمان را به آنها نزدیک کنیم

این دعاها توفیق الهی را شامل حال ما می کند که در راه هرآنچه از خداوند خواسته ایم

قدم برداریم

التماس دعا توفیق مزید



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : شرح دعای روز بیست و هشتم ماه رمضان، نافله، نوافل، همخوانی دعای روز بیست و هشتم ماه رمضان، همخوانی دعا، کلیپ تصویری دعا،




بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ ارْزُقْنی فیهِ فَضْلَ لَیْلَةِ القَدْرِ وصَیّرْ أموری فیهِ من العُسْرِ الى الیُسْرِ واقْبَلْ مَعاذیری وحُطّ عنّی الذّنب والوِزْرِ یا رؤوفاً بِعبادِهِ الصّالِحین.

خدایا روزى كن مرا در آن فضیلت شب قدر را وبگردان در آن كارهاى مرا از سختى به آسانى وبپذیر عذرهایم وبریز از من گناه وبارگران را اى مهربان به بندگان شایسته خویش.

اللّهم ارزقنی فیه فضل لیلة القدر

خدایا! روزی کن مرا در آن فضیلت شب قدر را

در این که حکمت مخفی بودن شب قدر چیست؛ دلایلی وجود دارد. البتّه به این یقین داریم که ، شب قدر به یقین یک شب است و این که در ماه مبارک رمضان قرار دارد؛ چرا که خداوند در قرآن می فرماید: «شهر رمضان الّذی اُنزل فیه القرآن. یعنی: ماه رمضان، ماهی که قرآن، در آن نازل شد.» و در سوره مبارکه قدر هم می فرماید: «انّا انزلناه فی لیلة القدر. یعنی: ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم.» ؛ پس شب قدر به یقین در ماه رمضان هست. این که می گویند شخصی برای درک شب قدر، تمام یک سال را شب زنده داری کرده است، یا این نقل درست نیست و یا آن شخص یا عالم، شب زنده داری کرده ولی نه برای درک شب قدر، این کار با آیاتی چند از قرآن مردود است. البتّه برای رسیدن به خدا راه به تعداد انسان ها وجود دارد و شاید او به دلایلی یقینی این اعمال را برگزیده بوده است و این کار برای شخص او درست بوده باشد. و الله العالم.

حکت پنهانی شب قدر

ای خواجه چه گویی ز شب قدر نشانی    هر شب شب قدر است، اگر قدر بدانی

هر چه که مخفی بماند بر ارزش آن افزوده خواهد شد.

  هر راز که اندر دل دانا باشد        باید که نهفته تر ز عنقا باشد

کاندر صدف از نهفتگی گردد در        آن قطره که راز دل دریا باشد 

در روایتی امیر مؤمنان حضرت علی ع می فرماید: «إنَّ الله تبارک و تعالی أَخفی أَربعةٌ فی اربعة: أَخفی رضاه فی طاعته، فلا تستصغرنَّ شیئاً من طاعته فرُبَما وافَق رضاهُ و انت لا تعلم ؛ و أَخفی سَخَطَه فی معصیته، فلا تستصغرنَّ شیئاً من معصیته، فربما وافقَ سخطه معصیته و انت لا تعلم ؛ و أخفی اجابته فی دعوته، فلا تستصغرنَّ شیئاً من دعائه فربما وافق إجابته و انت لا تعلم ؛ و أخفی ولیَّه فی عباده، فلا تستصغرنَّ عبداً من عبید الله، فربما یکونُ ولیّه و أَنت لا تعلم. یعنی: خدای تبارک و تعالی چها چیز را در چهار چیز پنهان کرد: رضای و خشنودی خود را در پیروی اش پنهان کرد، مبادا طاعتی را کوچک شماری، چه بسا رضای خدا در همان باشد و تو ندانی ؛ خشم خویش را در نافرمانی اش پنهان ساخته، مبادا گناهی را کوچک شماری، چه بسا خشم خدا در همان باشد و تو ندانی ؛ اجابتش را در دعاها پنهان ساخته، مباد دعای را کوچک شماری، چه بسا اجابت را در آن دعا قرار داده باشد و تو ندانی ؛ دوست و ولیّ خویش را در میان بندگانش پنهان ساخته، مبادا بنده اس از بندگان خدا را کوچک شماری، چه بسا همان دوست و یکی از اولیای خدا باشد و تو ندانی.»

شب قد مخفی است در چند شب از یک ماه سال، همان طور که «صلوة الوسطی» در بین نمازهای یومیه و «اسم اعظم» را میان اسماء الله و وقت قیام ساعت و هنگام قیام امام زمان عج و وقت مرگ را مشخص نفرموده است. و همچنین آن چهار چیزی که امیر مومنان در آن حدیث فرمودند.

استاد علی جهرمی در کتاب «حول لیلة القدر» وجوهی برای اختفای این شب ذکر کرده اند، که از آن جمله است: «اگر این شب معلوم بود، حرمت و عظمت در خور شأن را در نظر مردم نداشت. »

به قول سعدی:

شب ها اگر همه قدر بودی     شب قدر، بی قدر بودی

در کشکول شیخ بهائی می خوانیم: « در مشهد رضوی، در ماه ذی القعده، سال 1007 این اشعار را گفتم: 

تو ز دیو نفس اگر جویی امان                   رو نهان شو، چون پری از مردمان

چون شب قدر از همه مستور شد           لاجرم از پای تا سر، نور شد

اسم اعظم چون کسی نشناسدش        سروری بر کلّ اسماء بایدش

گنج خواهی، کنج عزلت کن مقام            واستتر واستخف، عن کلّ الانام

تا تو نیز از خلق پنهانی همی                 لیلة القدری و اسم اعظمی»

و شاید هم به منظور تعظیم و بزرگداشت آن، مخفی است شب قدر، تا بندگان گناه کار با گناه حرمت آن را نشکنند.(شب قدر/ ناصر بافری بیدهندی)

لازم به ذکر است که: مسلّماً  پیامبر و ائمّه طاهرین زمان شب قدر را می دانسته اند، لذا هنگامی که از امام ع سؤال می شود که آیا شما می دانید چه شبی، شب قدر است؟ می فرمودند: چگونه نمی دانیم، در حالی که ملائکه در آن شب ما را طواف می کنند.

خلاصه اگر دلیل این اختفاء را هم بخواهیم بدانیم، مثل رازی هست که گفته شده است، که دیگر راز نیست.

چه هر گوشه، تیر دعا افکنی       امید است نا گه که صیدی زنی

خلاصه امروز از خدا می خواهیم که فضیلت شب قدر را در امروز روزی ما گرداند. انشاء الله

البتّه از برخی روایات استفاده می شود که سلام و رحمت و برکات شب قدر محرومند که عبارتند از:

شارب خمر ؛ آن کس که از گوشت خوک استفاده کند ؛ کسی که خود را به وسیله ی زعفران خوش بو کند ؛ آنان که در منزل خود سگ نگهداری می کنن.- مگر به خاطر مصالحی مشروع ؛ ملعونان ، ربا خواران، پیشوایان شرور، کافران، رشوه گیران، رشوه دهندگان، قاطعان رحم، شهوت رانان، کتمان کنندگان حقیقت، فتنه گران، ظالمان، شرابخواران، اهل تهمت و دروغ و غیبت، تارکان معروف و عاملان منکر، و عاق والددین و ساحران ؛ کسی که کینه ی برادر مسلمان خود را به دل گیرد و با او دشمن باشد.(شب قدر/ ناصر باقری بیدهندی)

پروردگارا فضیلت و برکات و سلام و رحمت شب قدر را روزی همه بگردان. الهی آمین

و صیّر اموری فیه من العسر الی الیسر

و تمام امور و کارهای مرا از مشکل و سختی به آسانی بگردان.

اصلاً خداوند هیچ وقت سختی و زحمت و عسر انسان را نمی خواهد ، بلکه او یسر و راحتی و آسانی انسان را می خواهد:« یُرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر. یعنی: خداوند راحتی شما را می خواهد؛  نه زحمت شما را.»(بقره/185)

خداوند با شرایطی شدّت را فرج می دهد و سختی و مشکل را آسان می کند. در قرآن و در سوره مبارکه لیل بعد از چند قسم می فرماید که سعی و کوشش و تلاش شما گوناگون است و در شرایطی در مسیر آسانی قرار می دهد شما را: «فأَمّا مَن اَعطی و اتّقی ؛ و صدّقَ بالحُسنی ؛ فسنُیسّره للیُسری. یعنی: امّا آن کس که - در را خدا - انفاق کند و پرهیز کاری پیش گیرد ؛ و جزای نیک  الهی را تصدیق کند ؛ ما او را در مسیر آسانی قرار می دهیم.» (لیل/5-6-7)

« و امّا من بخِلَ و استغنی ؛ و کذّب بالحسنس ؛ فسنُیسّره للعسری. یعنی: امّا کسی که بخل ورزد و بی نیازی طلبد ؛ و پاداش نیک الهی را انکار کند ؛ بزودی او را در مسیر دشواری قرار می دهیم.»(لیل/8-9-10)

پس سخاوت آسانی و یسر و فرج الهی را نصیب انسان می کند. و بخل و خساست، عسر و سختی و شدّت در زندگی را حاصل می کند.

حضرت موسی ع از خداوند جهت هدایت امّت خویش از خداوند یسر و آسانی در کار را می کند، آنجا که به خدا عرض می کند: « ربّ اشرح لی صدری ؛ و یسّر لی امری. یعنی: موسی گفت: پروردگارا! سینه ام را گشاده کن ؛ و کارم را برایم آسان گردان.»(طه/25-26)

در آیه ای دیگر از قرآن ، شرط آسانی در کارها را ایمان و عمل صالح بیان می فرماید: « و اَمّا مَن ءامن و عمِلَ صالحاً فله جزاءَ الحُسنی و سنقول مِن امرنا یُسراً. یعنی: و امّا کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداش نیکوتر خواهد داشت؛ و ما دستور آسانی به او خواهیم داد.»(کهف/88)

تقوای الهی موجب آسانی در امر زندگی

«و مَن یَتّق الله یجعل له مِن امره یُسراً. یعنی: و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را برای او آسان می سازد.»(طلاق/4)

انفاق به اندازه وسع انسان، موجب آسانی است

«لِیُنفق ذو سَعةٍ مِن سَعةٍ ، و مَن قُدِرَ علیه رزقه فلیُنفق ممّا ءاتاهُ الله ؛ لا یکلّف الله نفساً الاّ ما ءاتاها ؛ سَیجلُ اللهُ بعدَ عسرٍ یُسراً. یعنی: آنان که امکانات وسیعی دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگدست اند، از آنچه که خدا به آنها داده انفاق نمایند؛ خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی کند؛ خداوند بزودی بعد از سختی ها آسانی قرار می دهد.»(طلاق/7)

سختی کارها و دشواری آنها خود دلیل آنست که بعد از آن راحتی نسیب انسان می کند

«فاِنَّ مع العسر یسراً ؛ اِنّ مع العسر یسراً. یعنی: به یقین با هر سختی آسانی است ؛ مسلّماً با هر سختی آسانی است.»(انشراح/5-6)

و اقبل معاذیری

و عذرهایم را بپذیر

در دعای کمیل هم با خداوند اینگونه راز و نیاز می کنیم:« و قد اتیتک یا الهی! بعد تقصیری و اسرافی علی نفسی معتذراً نادماً منکسراً مستقیلاً مستغفراً منیباً مقرّاً مذعناً معترفاً ، لا اَجد مفرّاً ممّا کان منّی؛ غیر قبولک عذری ، اللّهم فاقبل عذری و ارحم شدّة ضرّی.

 یعنی : و من آمده ام به سوی تو ای پروردگارم! از تقصیر و اسراف بر خودم معذت خواهم و پشیمانم و شکست خورده و عفو خواه و آمرزش کننده و توبه کننده و مقرّ و دل نهاده و اعتراف کننده، جای گریز و فراری نمی یابم از آنچه در آن هستم و جز اینکه تو عذرم را قبول کنی ، بار الها! پس عذرم را بپذیر و رحم کن بر سختی و شدّت زیانم.»

و حُطَّ عنّی الذّنب و الوزر

و سنگینی گناهم را از دوشم بردار

امام سجاد زین العابدین و العارفین ع در مناجات التوابین از مناجات خمسه عشر اینگونه با خدای خویش مناجات می کند:

«الهی ان کان النّدم علی الذّنب توبةً فانّی و عزّتک من النّادمین، و اِن کان الاستغفار من الخطیئة حِطةً فانّی لک من المستغفرین. یعنی: خدایا! اگر پشیمانی از گناه توبه است قسم به عزّتت که من از پشیمانانم، و اگر استغفار و طلب آمرزش کردن موجب محو گناهان است من از آمرزش طلبانم.»

در دعایهای دیگر هم می گوییم: یا الهی اِنَّ ذنبی عظیم فعفوک اَعظم من ذنبی. بار الها! اگر گناه من بزرگ است، عفو و بخشش تو عظیم تر و بزرگ تر از گناه من است.

ان کان قَبُحَ الذّنب من عبدک فالیحسن العفو من عندک. خدایا! اگر گناه از بنده ات زشت و قبیح است ، عفو و گذشت در نزد تو نیکو و زیباست.

یا رؤفاً بعباده الصّالحین

ای رؤف و مهربان در حق بندگان شایسته و صالح

ما از خداوند این خواسته ها را در هر روز از ماه رمضان داریم

اما ما هم باید این صفات را بشناسیم و خودمان را به آنها نزدیک کنیم

این دعاها توفیق الهی را شامل حال ما می کند که در راه هرآنچه از خداوند خواسته ایم

قدم برداریم

التماس دعا توفیق مزید



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : همخوانی دعای روز بیست و هفتم، کلیپ تصویری دعای روز بیست و هفتم، شرح دعای روز بیست و هفتم ماه رمضان، لیلة القدر، حکمت مخفی بودن شب قدر، عسر و یسر، عذر،




بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْكوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.

خدایا قرار بده كوشش مرا در این ماه قدردانـى شده وگناه مرا در این ماه آمرزیده وكردارم را در آن مورد قبول وعیب مرا در آن پوشیده اى شنواترین شنوایان.

اللهم اجعل سعیی فیه مشکوراً

خدایا! در این روز کوششم را در راه طاعتت بپذیر و به من پاداش خیر عنایت کن.

در هر مسئله ای ابتدا باید برویم سراغ قرآن؛ در این مورد هم اول به کتاب همه ی کتاب ها، قرآن مراجعه میکنیم.

قرآن مجید هم در باره «سعی» و «تشکر خدا از مومن» آیاتی دارد.

الف) سعی و کوشش انسان در قرآن

1- هیچ چیز جز سعی انسان مال انسان نیست:

و أَن لیسَ للانسان إلاّ ما سعی ؛ و أَنَّ سعیَهُ سوفَ یُری. یعنی: و اینکه برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست ؛ و اینکه تلاش او بزودی دیده می شود.( نجم/39 و 40 )

در ادبیات عرب «ل » نشانه مالکیت حقیقی است. انسان تنها مالکیت اعمال خوب و یا بد خود را دارد. عمل او تا ابد برای انسان باقی می ماند؛ اما چیزهای دیگری که انسان فکر می کند که برای اوست و مالک آنها می باشد ، مانند مال و مقام و فرزند و ... ، همه در دنیا همراه انسان است و تازه در دنیا هم مالک حقیقی انسان نیست، بلکه مالک حقیقی خداست.

ما که از خداوند در این روز تلاش مقبول و مشکور می خواهیم خداوند به ما اطمینان می دهد که تلاش ما به زودی دیده خواهد شد.

2- در شروع روز بزرگ همه به فکر سعی و تلاش خود می افتند.

فَإذا جاءَتِ الطّامّةُ الکبری ؛ یَومَ یتذکّرُ الانسانُ ما سعی. یعنی: هنگامی که آن حادثه ی بزرگ رخ دهد ؛ در آن روز انسان به یاد کوشش هایش می افتد.(نازعات/34-35)

3- سعی مردم گوناگون است و پاداش و جزای گوناگون هم دارد.

إنَّ سعیَکم لشتّی ؛ فأَمّا مَن أَعطی و اتَّقی ... فسنُیسِّره للیُسری... و امّا من بَخِلَ و استغنس ... فسنیسره للعسری. یعنی: که سعی و تلاش شما مختلف است ؛ امّا آنکس که در راه خدا انفاق کند و پرهیزکاری پیش گیرد ... ما او را در مسیر آسانی قرار می دهیم. امّا کسی که بخل ورزد و از این راه بی نیازی طلبد ؛ بزودی او را در مسیر دشواری قرار می دهیم. (لیل/4-10)

سعی و تلاش مشکور که در پس آن برخورداری از نعمات و پاداش های دنیوی و اخروی الهی است؛ نیازمند شرایطی است، که یکی از این شرایط، انفاق در راه خدا است و بخل نورزیدن.

4- سعی غیر مشکور و اعمال حبط و نابود شده

قل هل نُنبّئُکم بالاخسرینَ اَعمالاً ؛ الّذینَ ضلَّ سعیُهم فی الحیاة الدّنیا و هم یَسَبونَ اَنَّهم یُحسِنونَ صُنعاً ؛ یعنی: بگو: « آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین مردم در کارها ، چه کسانی هستند؟ ؛ آنها که سعی و تلاش هایشان در زندگی دنیا گم و نابود شده؛ با این حال، می پندارند کار نیک انجام داده اند. »(کهف/104-105)

گاهی انسان کار خلاف و گناهی انجام می دهد و فکر می کند که کار خوب و مهمی بوده است.به این می گویند جهل مرکب. خداوند هم این گونه افراد را، زیانکارترین مردم نام نهاده که دلیلش هم روشن است؛ کسانی که کار اشتباه و خلاف و گناهی انجام می دهند و می دانند که کارشان خلاف و گناه است، ممکن است که به خود بیایند و برگردند و توبه کنند و جبران ما فات نمایند. اما آنهایی که گناه کارند و در عین حال، گناهشان را عبادت و اعمال بدشان را نیکوکاری می پندارند، نه تنها در صدد جبران نیستند، بلکه با شدّت هرچه تمام تر به کار خود ادامه می دهند. نمونه بارز و آشکار اینگونه افراد «خوارج نهروان» هستند.

ب) شکور و قدر دان بودن پروردگار در قرآن

تذکر این نکته ضروری است که، اعمالی که خالص و برای خدا باشد و برای تشکر و سپاس و پاداش  غیر خدا انجام داده نشود، خداوند می پذیرد و قدردانی می کند و پاداش می دهد. اما اگر برای سپاس و پاداش مردم باشد خداوند هم ، برای گرفتن پاداش و جزا و سپاس به همان مردم واگذار می کند.

در سوره مبارکه ی انسان، و در آیات مربوط به انفاق امیر مومنان علی ع و حضرت زهرا س؛ هنگامی که انفاق می کنند می گویند: انّما نُطعمکم لوجه الله لا نُرید منکم جزاءً و لا شکوراً. یعنی: (و می گویند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم.( انسان/9) ؛ که به همین خاطر خداوند تقریباً هفده تا از نعمت های بهشتی را برای جزای این کار خالص برای آنها می شمارد. و بعد می فرماید: «کان سعیکم مشکوراً». که نشان دهنده ی این مسئله است که ، صرف عمل اهمیت ندارد بلکه نیت و هدف اعمال از اهمیّت بسیار بیشتری برخوردار است.

1- خداوند پاداش می دهد و قدر دان است.

اِنَّ هذا کان لکم جزاءً و کان سعیکم مشکوراً. یعنی: این پاداش شماست، و سعی و تلاش شما مورد قدردانی است.(انسان / 22)

2- قدر دانی خداوند برای عاشقان آخرت است

و مَن اَرادَ الاخرةَ و سَعی لها سَعیاً و هو مؤمنٌ فاُولئک کان سَعیُهم مشکوراً. یعنی: و آن کس که سرای آخرت را بطلبد، و برای آن سعی و کوشش کند، در حالی که ایمان داشته باشد،سعی و تلاش او، قدر دانی می شود و (از سوی خدا) پاداش داده خواهد شد.(إسراء / 19)

این تعبیر خداوند که سعی شان پاداش داده خواهد شد از اینکه بگوید پاداششان بهشت است، بسیار جامع تر و والاتر و برتر است.

3- خداوند حسنات را چند برابر می کند و به واسطه ی حسنات گناهان ما را می بخشد؛ چون «شکور» است.

اِن تُقرضُوا اللهَ قَرضاً حَسناً یُضاعِفهُ لکم و یَغفِر لکم ؛ و اللهُ شکورٌ حلیمٌ. یعنی: اگر به خدا قرض الحسنه دهید، آن را برای شما مضاعف می سازد و شما را می بخشد؛ و خداوند شکر کننده و بردبار است.( تغابن / 17)

4- بهشتیان هم می گویند خداوند «شکور» است.

و قالوا الحمدُ للهِ الّذی اَذهبَ عنّا الحَزَنَ ، اِنَّ ربَّنا لَغفورٌ شکورٌ. یعنی: آنها (بهشتیان) می گویند: « حمد (وستایش) برای خداوندی است که اندوه ما را از ما بر طرف ساخت؛ پروردگارِ ما آمرزنده و سپاسگزار است.(فاطر / 34)

 5- خداوند نسبت به اعمال بندگان مومن خود شکر گزار است.

لیُوفِّیَهم اُجورهم و یَزیدَهم مِن فضله، اِنَّه غفورٌ شکورٌ. یعنی: ( آنها این اعمال را انجام می دهند) تا خدا اجر و پاداش کامل به آنها دهد و از فضلش برآنها بیفزاید که او آمرزنده و شکرگزار است.( فاطر/30) قبل از این آیه شریفه خداوند در باره تلاوت قرآن و اقامه نماز و انفاق و خشیت الهی بندگان خود می گوید.

6- اگر شکر گزار بودیم خدا هم شکر گزار است.

ما یَفعَلُ بِعذابِکم اِن شَکَرتُم و آمنتُکم ؛ و کان اللهُ شاکراً علیماً. یعنی: خدا چه نیازی به مجازات شما دارد اگر شکر گزاری کنید و ایمان بیاورید؟! ؛ خدا شکر گزار و آگاه است.( نساء/147 )

7- پیامبر هم برای امر عظیم نبوّت از مردم اجر نخواست تا خدا سپاسگزار و شکرگزارش باشد.

قل لا اَسئَلُکم علیه اَجراً الاّ المودّةَ فی القربی ؛ و مَن یَقتَرف حَسنةً نَزِد لهُ فیها حُسناً ؛ اِنَِ اللهَ غفورٌ شکورٌ. یعنی: بگو: « من هیچ پاداشی از شما برای رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم ؛ و هر کس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی اس می افزاییم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است. (شوری / 23 )

و ذنبی فیه مغفوراً

و در این روز، گناهم را ببخش

عوامل و ایباب آمرزش اموری هستند که در آیات و روایات به آنها اشاره شده است. که خود چند پست از وبلاگ نیازمند بیان آنهاست. 

اسباب آمرزش

در قرآن:

1- توبه (سوره تحریم، آیه8 ) ؛ 2- ایمان و عمل صالح (محمد/2)؛ 3- تقوی (انفال/2) ؛ 4 و 5 و 6- هجرت و جهاد و شهادت (آل عمران/195) ؛ 7- انفاق (بقره/71) ؛ 8- قرض الحسنه (تغابن/17) ؛ 9- پرهز از گناهان کبیره (نساء/31) ؛ 10- حسنات و خوبی ها ( هور/114) 

در روایات:

1- مرض ها و بیماری ها 2- کیفر دنیوی 3- احزان و غم و اندوه 4- اغاثة الملهوف ، فریادرسی ستمدیدگان 5- حسن خلق و اخلاق نیکو 6- استغفار ملائکه 7- کثرة السجود ، سجده های زیاد 8- حج و عمره 9- صلوات بر محمد و آل محمد ص 10- مرگ برای مؤمنین 11- نماز با شناخت حق نماز 

و عملی فیه مقبولاً

و عملم را در این روز قبول کن.

اعمالی که ما انجام می دهیم دسته شرایط دارد: اول شرایط صحت اعمال ما هست که فقه و مراجع تقلید عهده دار این امر هستند. و مهمتر از مسائل فقهی اعمال، شرایط قبولی اعمال و عبادات ما هستند. مثل شرط اقتصادی، که هر جا در قرآن حرف از صحبت با خدا و نماز است، حرف از زکات و تزکیه مال هم هست. و بعد از آن و در درجات بالاتر شرایط کمال عبادات ما هستند. مثل روزه در گرما و طولانی بودن روزها.

قبولی اعمال هم شرایطی دارد. که بعد از شرایط صحت اعمال است ولی اهمیت بسیار بیشتری نسبت به شرایط صحت اعمال دارد. چرا که امیر مؤمنان حضرت علی ع می فرماید: کونوا علی قبول العمل اَشدُّ عنایةً منکم علی العمل. یعنی:بر قبولی عمل بشتر از انجام خود عمل عنایت و توجه داشته باشید.

در باره ی مراتب و درجات، اعمال مراجه شود به شرح دعای روز هفدهم ماه رمضان، اعمال صالح،در همین وبلاگ.

شرایط قبولی اعمال هم چند مورد در قرآن و روایات ذکر شده که نیاز به فرصتی بیشتر برای بیان آنهاست.

1- شرط اعتقادی 2- شرط سیاسی و ولایی 3- شرط اخلاقی 4- شرط اقتصادی 5- شرط اجتماعی 

و عیبی فیه مستوراً 

و در این روز عیبم را بپوشان

خداوند ستّار العیوب هست و اگر عیوب ما را از هم نمی پوشاند زندگی کردن در اجتماع و جامعه و خانواده برای ما غیر ممکن می شد.

خداوندا! عیوب ما را از صاحب العصر و الزمان بپوشان و آبروی ما را در نزد امام مهدی عجل الله تعال فرجه الشّریف حفظ نما.

یا اَسمعَ السامعین

ای شنواترین شنواین

ما از خداوند این خواسته ها را در هر روز از ماه رمضان داریم

اما ما هم باید این صفات را بشناسیم و خودمان را به آنها نزدیک کنیم

این دعاها توفیق الهی را شامل حال ما می کند که در راه هرآنچه از خداوند خواسته ایم

قدم برداریم

التماس دعا توفیق مزید



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : شرح دعای روز بیست و ششم ماه رمضان، سعیکم مشکورا، سعی تلاش، خدا شکرگزار است،




بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ ومُعادیاً لأعْدائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.

خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت ودشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت اى نگهدار دلهاى پیامبران.

اللّهم اجعلنی فیه محبّاً لاولیلائک

ای خدا! مرا در این روز دوستدار دوستانت قرار بده.

اولیای خدا چه ویژگی هایی دارند که از خداوند می خواهیم که ما را دوست دار آنان قرار دهد.

اولیای خدا کسانی هستند که نه تنها محب و دوستدار آنان باید باشیم؛ بلکه اطاعت از آنها هم بر ما فرض و واجب است. به صریح قرآن کریم: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم

ویژگی های اولیای خدا

1- در هنگام مصائب به خدا پناه می برند

امام علی ع - فی صفة اولیاء الله سبحانه - : و إن صُبَّت علیهم المصائب لَجَؤوا إلی الاستجاره. یعنی: در وصف اولیاء و دوستان خدای سبحان می فرماید: اگر مصیبت ها بر آنها فرو ریز، به تو پناه می برند؛ زیرا می دانند که زمام کارها در دست توست و از قضا و حکم تو سرچشمه می گیرد.

2- در هنگام شبهه با نور یقین راه می پیمایند

الامام علی ع : إنّما سُمّیت الشّبهةُ شُبهةً ؛ لاَنّها تُشبهُ الحقّ ؛ فإنّما اولیاء الله فَضیاؤهم فیها الیقین و دلیلهم سَمت الهدی؛  و أمّا أعداء الله  فدعاؤهم فیها الضّلال و دلیلهم العمی. یعنی :شبهه به این دلیل شبهه نامیده شده که شبیه حقّ است ؛ امّا اولیای خدا در هنگام شبهه روشنایی راهشان یقین است و راهنمایشان را راست است ؛ ولی دشمنان خدابه هنگام شبهه دعوتشان گمراهی است و راهنمایشان کوری.( نهج البلاغه خطبه 38)

در شبهه های سیاسی که واقع می شود اولیای خدا از اعداء خدا تشخیص داده می شوند.

3- سر بلند از امتحانات الهی

امام علی ع - فی صفة الانبیاء ع و الاولیاء - : قد اختبرهم الله بالمخمصةِ ، و ابتلاهم بالمَجهدةِ ، و امتحنهم بالمَخاوِفِ. یعنی: خداوند آنان را به گرسنگی آزمود و به انواع سختی گرفتارشان ساخت و به بیم و هراس ها امتحانشان نمود.

4- اعتماد فقط به خدا و بی نیاز از غیر خدا و نیازمند به او در هر امر

رسول الله ص: ثلاث خصال من صفة اولیاء الله: الثّقة بالله فی کلّ شیءٍ ، و الغنی به عن کلّ شیءٍ ، و الافتقار إلیه فی کلّ شیءٍ. یعنی: سه خصلت از صفات اولیای خداست: اعتماد کردن به خدا در هر کاری، و بی نیاز شدن به واسطه ی او از هر چیزی، و نیازمندی به او در هر چیزی.

5- شکمشان از حرام خالی است

رسول الله فی حدیث المعراج - فی صفة اولیاء الله - : بطونُهم خَفیفةٌ من أکل الحرام. یعنی: شکم هایشان از خوراک حرام خالی است.

6- با ذکر خدا دوستند

امام علی ع : مُداومة الذّکر خُلصانُ الاولیاء. یعنی: مداومت بر ذکر خدا، دوست صمیمی اولیاء است.

7- دیدارشان ذکر و یاد خداست

رسول الله ص : اولیاء الله الّذین إذا رُؤوا ذُکر الله. یعنی: اولیاء و دوستان خدا کسانی هستند که مشاهده ی آنها یاد آور خدا باشد.

فرهنگ دوستی در قرآن و روایات

قرآن کریم یاری و همکاری دوستان مومن را در اموری بیان فرموده است؛

و المومنون و المومناتُ بعضُهم اولیلءُ بعض ؛ یامرون بالمعروفِ و ینهونَ عن المنکر و یُقیمون الصّلواةَ و یؤتون الزّکاةَ و یُطیعون اللهَ و رسوله ؛ اولئک سیرحمهم الله. یعنی : مردان و زنان با ایمان، ولیّ(و یار و یاور) یکدیگرنو؛ امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ نماز را بر پا می دارند؛ زکات را می پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می دهد.( توبه/71)

امام علی ع: لا یکون الصدیق صدیقاً حتّی یَحفظ اخاه فی ثلاث: فی نکبته و غیبته و وفاته. یعنی: دوست، دوست حقیقی نمی شود مگر اینکه: او را حفظ کند برادر مومنش را در مصیبت و گرفتاری و دفاع کند در نهان و تشییع کند بعد از وفات او.

و معادیاً لاعدائک

و مرا دشمنِ دشمنانت قرار بده.

 انسان ممکن است در جایگاه های مختلفی که هست، به فراخور حال اجتماعی و سیاسی و خانوادگی خود، با شخصی و افرادی و یا اجتماعی و یا جامعه ای ، ارتباط داشته باشد.

در این ارتباطات باید ملاک او اینگونه باشد که، اگر آنها با خدا دوستند، دوستی کند و اگر دشمنند، دشمنی کن. مثلاً سران کشورهایی مثل عربستان که با صهیونیزم و امریکا اخوت دیرینه دارند باید گفت:

یا ایّها الّذین آمنوا لا تتّخذوا عدوّی و عدوکم اَولیاءَ تُلقونَ اِلیهم بالمودّةِ و قد کَفَروا بما جاءکم مِن الحقِّ یُخرجونَ الرّسول و ایّاکم ... یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خود را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان ابراز محبّت می کنید، در حالیکه آنها به آنچه از حقّ برای شما آمده کافر شده اند. (ممتحنة/1)

آیات 51 الی 57 از سوره ی مبارکه مائده در این زمینه می باشد.

یا ایّها الّذین آمنوا لا تَتّخذوا الیهودَ و النّصاری أولیاءَ بعضُهم أولیاء بعض ؛ و من یتولّهم منکم فإنّه منهم، انّ الله لا یهدی القوم الظّالمین.یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید، یهود و نصاری را ولیّ(ودوست و تکیه گاه خود،) انتخاب نکنید. آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمی کند.(مائده/51)

در همین چند آیه از سوره ی مبارکه مائده 6 مرتبه از مشتقّات «ولی» استفاده شده است. که این مسئله را برای ما روشن می کند.

امام علی ع : ایّک و معاشرة الاشرار فإنّهم کالنّار مباشَرَتها تحرقُ. یعنی: با اشرار و بدان معاشرت نکن چرا که آنها مثل آتش هستند و مباشر و همنشین با آنها آتش می گیرد و می سوزد.

      جانم بفدای آنکه او اهل بود       

سر در قدمش اگر نهی سهل بود

  خواهی که بدانی به یقین دوزخ را

     دوزخ به یقین صحبت نا اهل بود   

در روز قیامت هم فریاد کسانی که با نا اهلان همنشین بوده بلند است و می گویند:

یوم یَعضُّ الظّالم علی یدیه یقول یلیتنی اتّخذتُ مع الرّسول سبیلاً ؛ یا ویلتی لیتنی لم اتّخذ فلاناً خلیلاً. یعنی: و ( به یاد آر) روزی را که ستمکار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان می گزد و می گوید: « ای کاش با رسول خدا راهی برگزیده بودم» ؛ ای وای بر من کاش فلان( شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!. (فرقان/27 و 28)

و مستنّاً بسنّة خاتم انبیائک

و مرا پیرو راه روشن آخرینِ پیامبرانت قرار بده. 

 لقد کان لکم فی رسول الله اوةٌ حسنةٌ لمن کان یرجو الله ... یعنی: قطعاً برای شما در (اقتدا به) رسول خدا سر مشقی نیکوست برای آنکس که به خدا و روز بازپسین  امید دارد و خدا را فراوان یاد می کن. (احزاب/21)  

و پیامبر ص هم در فلسفه ی بعثت به پیامبری می فرماید: انّی بُعثت لاتمم مکارم الاخلاق. یعنی: من مبعوث شده ام تا مکرمت و یزرگواری های اخلاقی را کامل و تمام کنم.

خداوند به پیامبر در قرآن می فرماید: انّک لعلی خُلُقٍ عظیم. یعنی: تو داری اخلاق عظیم هستی.

و فرموده اند که: حسن الخلق نصف الدّین: اخلاق نیکو نصف دین است.

در باره اخلاق و سنت رسول الله ص با مردم و با خدا و با خود ؛ علامه طباطباعی (ره) در کتاب سنن النّبی کاملاً پرداخته است.

یا عاصمَ قلوبِ النّبییّن

  ای عصمت بخش دل های پیامبران

  

   ما از خداوند این خواسته ها را در هر روز از ماه رمضان داریم

اما ما هم باید این صفات را بشناسیم و خودمان را به آنها نزدیک کنیم

این دعاها توفیق الهی را شامل حال ما می کند که در راه هرآنچه از خداوند خواسته ایم

قدم برداریم

 

التماس دعا توفیق مزید



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : شرح دعای روز بیست و پنجم ماه رمضان، اولیای خدا، ویژگی های اولیای خدا، اعداء خدا، اعداءالله، سنت پیامبر، کلیپ تصویری دعا، کلیپ صوتی دعای روز بیست و پنجم، همخوانی دعای روز بیست و پنجم،





بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ اغسِلْنی فیهِ من الذُّنوبِ وطَهِّرْنی فیهِ من العُیوبِ وامْتَحِنْ قَلْبی فیهِ بِتَقْوَى القُلوبِ یا مُقیلَ عَثَراتِ المُذْنِبین.

خدایا بشوى مرا در این ماه از گناه وپاكم نما در آن از عیب ها وآزمایش كن دلم را در آن به پرهیزكارى دلها اى چشم پوش لغزشهاى گناهكاران.


اللّهم غسّلنی فیه مِن الذّنوب

خدایا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان.

اغسلنی از ماده ی غسل یعنی شستشو می باشد.

در این فراز از دعا از خداوند می خواهیم که ما را از کثافت و چرک گناهان شستشو دهد. همانطور که می دانیم، آب پاک کننده است و برای شستشو از نجاسات و چرک و و کثافات از آن استفاده می کنیم. و فرا خور حال نا پاکی که ممکن است در لباس و یا در بدن و یا در چیزهای دیگر باشد، از مقدار آب لازمه و کیفیت آن آب ، آنها را شستشو می دهیم و پاک می کنیم.و نمی شود آب باشد و چیز ناپاک هم باشد و بگذاریم کنار هم و پاکی حاصل شود! باید به خومان زحمت بدهیم و ناپاکی ها را با آب پاک کنیم. و عوامل شستشوی ما از گناهان هم همینگونه است. اینکه ما دعا می کنیم و از خداوند پاکی و شستشوی از گناهان را طلب می کنیم، خودما هم باید به خودمان زحمت انجام اعمال و اسباب آمرزش و پاکی و شستشوی از گناهان را ، بدهیم. و تنها وجود عامل شستشوی انسان از ناپاکی گناهان کهفی نیست؛ و این فراز از دعا ، توفیق طلبی از خداوند است جهت اجرای عمل پاکی توسط عامل شستشو.

در فقه مطهّرات و پاک کننده ها چند چیز است. که مهمترین آنها آب می باشد؛ بعضی از پاک کننده های ما از گناه مثل آب هستند و گناهان را کاملاً می شویند و می برند. بعضی از اسباب آمرزش از گناهان مثل ثلثلان شدن هستند، که اصل آن باقی است و آب انگور است ولی با جوشانده شدن همان ماده تبدیل می شود به چیزی دیگر و پاک می شود؛ قرآن مجید آن را با تعبیر یُبدّل الله سیّئاتهم حسنات - ذکر می کند.

یا یک مثال دیگر؛ بعضی از عوامل و اسباب آمرزش ما از گناهان، مثل مداد پاک کن عمل می کنند، کاملاً باعث از بین رفتن گناهان می گردند، که در قرآن با تعبیر: یغفر لکم، از آن یاد شده است. و بعضی از اسباب آمرزش ما مثل لاک غلط گیر عمل می کنند و باعث پوشیده شدن معاصی ما می گردند. که در قرآن با تعبیر یُکفّر عنکم من سیّئاتکم ، یاد شده است. و بعضی از اعمال ما باعث تبدیل سیّئات ما به حسنات می گردند؛ که در قرآن با تعبیر، اِنَّ الحسنات یُذهبن السّیّئات ؛ از آن یاد شده است. که بنده مثال مناسبی برای آن نیافتم.


     قسمت اول   




نوع مطلب :
برچسب ها :



بسم الله الرحمن الرحیم

اللهمّ افْتَحْ لی فیهِ أبوابَ فَضْلَكَ وأنـْزِل علیّ فیهِ بَرَكاتِكَ وَوَفّقْنی فیهِ لِموجِباتِ مَرْضاتِكَ واسْكِنّی فیهِ بُحْبوحاتِ جَنّاتِكَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرّین.

خدایا بگشا به رویم در این ماه درهاى فضلت وفرود آر برایم در آن بركاتت را وتوفیقم ده در آن براى موجبات خوشنودیت ومسكنم ده در آن وسطهاى بهشت اى اجابت كننده خواسته ها ودعاهاى بیچارگان.

با عرض معذرت چون بنده امروز بیمار شدم ، نتوانستم شرح دعای روز را بنویسم
التماس دعا توفیق مزید



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : کلیپ تصویری دعای روز بیست و دوم، ماه رمضان، همخوانی دعای روز بیست و دوم، دعای روز بیست و دوم،





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic